الشيخ رسول جعفريان
973
صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى )
شيرازى و يكى دو نفر ديگر از جمله شاگردان برجستهء ميرداماد بوده و تا آخر نيز به آراى وى پايبندى داشته و بر آن تعصب مىورزيده است . قزوينى عدم شهرت وى را ناشى از همين تعصب وى دانسته ، به ويژه كه او به همين دليل در كتاب نفحات اللاهوتية فى العثرات البهائيه بر آراى شيخ بهائى خردهگيرىهايى كرده است . « 1 » علوى سالهاى زيادى از عمر خويش را به شاگردى ميرداماد سپرى كرده است ؛ به گفتهء شيخ حرّ ، او نزد شيخ بهائى نيز درس خوانده است . « 2 » در متن اجازهاى كه علامه مجلسى در بحار آورده ، ميرداماد با ستايش فراوان از سيد احمد به بخشى از كتابهايى كه او نزد وى خوانده اشاره كرده است ؛ اين آثار شامل نوشتههاى درسى فلسفى آن زمان ، آثار فقهى و نوشتههاى خود ميرداماد است . تاريخ اين اجازه سال 1017 مىباشد . وى در اجازهء ديگرى كه در سال 1019 نوشته شده ، با تمجيد از درك عقلانى او ، خواندن برخى كتب ديگر را يادآور شده است . مرحوم مجلسى اجازهء ديگرى از شيخ بهائى براى سيد احمد نقل كرده ، اين اجازه كه در سال 1018 نوشته شده « 3 » صرفا اجازهء روايتى است و اشارهاى به خواندن درس نزد وى ندارد . در ادامه ، متنى از سيد آمده است كه طريق روايتى خود را از ميرداماد تا مرحوم كلينى ياد كرده است . « 4 » سيد احمد بعد از درگذشت ميرداماد ، هم به آثار وى عشق مىورزيد و از جمله اشعار فارسى و عربى او را به دستور شاه صفى گردآورى كرد . افندى اين ديوان را در شهر سارى ديده است . « 5 » مقام بلند سيد احمد در فلسفهء شيعى ، همچنان ناشناخته باقى مانده ، و در ميان متأخرين ، تنها كسى كه به اين مسئله توجه كرده ، هانرى كربن فرانسوى است . وى در گفتارى تحت عنوان جريان ميرداماد ، به بررسى آثار و عمق بينش فلسفى سيد احمد پرداخته و گرايش اشراقى وى را مورد توجه قرار داده است . « 6 » فرزند سيد احمد و نيز نوادهء او مير محمد اشرف نيز از عالمان بنام زمان خويش بوده و آثارى از خود برجاىنهادهاند . « 7 »
--> موسوى بهبهانى ، حكيم استرآباد ، ميرداماد ، صص 53 - 54 ، 115 - 116 ، 126 - 127 و 169 ؛ تاريخ فلسفهء اسلامى ، هانرى كربن ، ج 2 ، ص 149 ؛ قمى ، شيخ عباس ، فوائد رضويه ، ص 17 ؛ ناجى ، حامد ، مقدمهء مصقل صفا ، صص 90 - 104 . مرقد وى در تخت فولاد اصفهان تكيهء آقا رضى مىباشد : مهدوى ، مصلح الدين ، تخت فولاد ، ص 118 ( 1 ) . قزوينى ، عبد النبى ، تتميم امل الامل ، صص 62 - 63 ( 2 ) . عاملى ، شيخ حر ، امل الامل ، ج 1 ، ص 33 ( 3 ) . نك : روضاتى ، همان ، ص 173 ( 4 ) . مجلسى ، بحار الانوار ، ج 106 ، صص 152 - 159 ( 5 ) . افندى ، تعليقة ، ص 250 ، ش 734 ( 6 ) . كربن ، هانرى ، فلسفهء ايرانى و فلسفهء تطبيقى ، صص 61 - 64 ( 7 ) . كربن ، هانرى ، همان ، صص 61 - 64